شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 13 آذر ماه سال 1390

نظریه ای پیرامون ترکیب بندی پویا

 

ما در زندگی عادی حرکت را بر اساس بعضی تخمینهای قیاسی تعبیر می‌کنیم و جا به جاییهای نسبی را ارزیابی می‌کنیم. این سخن در مورد فیلم صادق است، اما قاب بسته و تصاویر دو بعدی بر چگونگی قضاوتهای ما تأثیر می‌گذارند. خواه حرکت را بطور مستقیم ببینیم (موضوع در صحنة ایستا حرکت کند) یا آن را از طریق جلوههای ثانویه تشخیص دهیم (پس زمینة متحرک و عبور نور یا سایه از روی موضوع)، برداشت ما از حرکت بسیار ذهنی بوده و به تجارب قبلی بستگی دارد. ارزیابی اصول محرکة تصویر توسط بیننده با عوامل غالباً نامربوط به یکدیگر تعدیل می‌یابد:

بیننده سرعتهای نسبی و ظاهری موضوعهای داخلی را با یکدیگر مقایسه می‌کند.

مقدار حاشیه ای که در اطراف موضوع متحرک وجود دارد، برداشت بیننده را از سرعت آن تعدیل می‌کند.

جایی که حرکات همگاه در تصویر وجود دارد، بیننده غالباً الگوی حرکت را ناشی از فشردگی (تصادم یا ضربه) یا گستردگی (جدایی، انقباض یا فشار) می‌داند

بیننده قدرت یا سرعت حرکت را بر اساس اندازه، توان یا نیروی آن ارزیابی می‌کند.

تأثیر بصری حرکت به این امر بستگی دارد که توجه بیننده به کدام بخش از نماست. (اگر به طرف آسمان نگاه کند، ابرهای متحرک را در کنار ساختمانهای ثابت می‌بیند یا ممکن است ابرها را ثابت و ساختمانها را در حال حرکت ببیند).

صداهایی که با تصاویر همراهند غالباً بر برداشتهای بیننده از سرعت اثر می‌گذارند.

تأثیر حرکت ممکن است در حرکات آهسته بیشتر از سرعت معمولی باشد.

قواعد پذیرفته شده کاربرد اصول ترکیب بندی پویا را در بسیاری از برنامه های تلویزیونی به خوبی مشاهده می‌کنیم، البته بسیاری از کارگردانها ترجیح می‌دهند اصولی را به کار گیرند که به مرور زمان و یا تجربة فراوان بدست آوردهاند

مطالب:ازسینمای جوانان ایران/اسفاده ازمطالب باذکرمنبع بلامانع است




یکشنبه 13 شهریور ماه سال 1390

ترکیب بندی پویا

 

همانطور که گفته شد، هدف از ترکیب بندی ، ارائه تصویری صرفاً جذاب نیست،‌ بلکه ترکیب بندی باید دارای معنا بوده و تأثیر آن با شرایط و عوامل تصویر سازگار باشد. تا اینجا، اصولی را بررسی کردیم که در ترکیب بندی تصاویر ایستا مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر نماهای مورد نظر ایستا یا نیمه ایستا باشند این اصول براحتی قابل اجراست. اما رسانه های تلویزیون و سینما خصوصیتی جدا از تصاویر ثابت دارند. تلویزیون و سینما به رسانه های پویا یا تصاویر متحرک معروفند. بنابراین، درک تفاوتهای اصولی تصاویر ایستا با تصاویر متحرک ضرورت دارد و اینجاست که مبحث ترکیب بندی پویا آغاز می‌شود.

 

خصوصیت تصویر متحرک

 

مزیت خاص تصویر ثابت این است که بیننده می‌تواند جزئیات آن را به آسودگی بررسی کند و برجنبههایی از آن که توجهش را جلب می‌کند، متمرکز شود اما تصویر متحرک به بیننده فرصت کمی برای بررسی می‌دهد و نمای دیگر جانشین آن می‌شود.

تصویر متحرک دارای خصوصیاتی است که نمای ایستا فاقد آن است. تصویر متحرک نمایشگر تغییر است یعنی بیننده شاهد تغییراتی است که در داخل نما اتفاق می‌افتد. از طرف دیگر، می‌توان تصویر را ـ وقتی که بیننده در حال تماشای آن است ـ اصلاح کرد، برجستگی موضوع را در نما تغییر داد و مستقیماً مکانیسم حرکت ، تغییر عوامل صحنه، رشد و بستر رویداد را القاء کرد. تصویر متحرک دارای اهمیتی مداوم است در حالی که جذابیت تصویر ثابت به سرعت کاهش می‌یابد. حرکت موضوع، دارای جذابیت خاصی است و بدین لحاظ به کارگردان امکان می‌دهد تا توجه را در مورد جنبه هایی از موضوع ـ که مورد نظرش است ـ با ارائه مداوم محرکهای متغیر، حفظ کند. با این وجود نباید فراموش کرد که گرچه تصاویر ثابت به بیننده این آزادی را می‌دهد که در آنها دقت کند و به ارزیابی بپردازد، تصاویر متحرک هم به او امکان دریافت عوامل صرفاً ضروری را می‌دهند؛ بویژه اگر رویداد سریع و کوتاه باشد، باید مراقب باشید که با برش سریع نماهای کوتاه و جایگزین کردن آنها با نمای جدید حالت ناخوشایندی در بیینده ایجاد نکنید. جذابیت کار به ضرباهنگ و پیچیدگی اطلاعات موجود در نما بستگی دارد و به ندرت می‌توان بیننده ای را که از این نماهای سریع استقبال کند، پیدا کرد.

شنبه 15 مرداد ماه سال 1390

جدا سازی رنگ

گرچه ممکن است سطوح رنگی در واقع از یکدیگر دور باشند اما هنگامی که در یک نما در کنار یکدیگر دیده میشوند، نزدیک به هم بنظر می‌آیند. از این رو، همواره فعل و انفعالی بین آنها وجود دارد.

رنگهای روشن

رنگهای روشن، بویژه قرمز روشن، زردهای روشن و نارنجی،‌ توجه را جلب می‌کنند . اما اگر این رنگها از حالت وضوح خارج می‌شوند جذابیتی نخواهند داشت زیرا اگر چه چشم به طرف آنها متوجه می‌شود، اما نمی تواند جزئیات را ببیند. زمانی که نواحی برابری از رنگهای قوی وجود دارد، نقش ناهماهنگی بین آنها بوجود می‌آید، بویژه هنگامی که رنگها مکمل نباشند. از این رو، در صورت استفاده از چنین رنگهایی بهتر است که یک یا چند رنگ رقیق تر بکار رود.

پسمانـــد

اگر مدتی به یک رنگ نگاه کنید بعد از برش به نمای بعدی اثر باقیمانده از آن رنگ تا لحظاتی در ذهن شما می‌ماند. بطور مثال، بدنبال نمایش رنگ قرمز، پسماند شبح مانندی از رنگ سبز تیره بر صفحة سیاه تلویزیون خواهید دید. بدین ترتیب بعد از نارنجی، پسماند آبی روشن دیده می‌شود. همچنین بعد از زرد، آبی و بعد از سبز، بنفش و بعد از آبی تصویری نارنجی متمایل به زرد دیده می‌شود.  بنابراین باید انتظار هرگونه فعل و انفعال بین رنگهای پی در پی را داشت. این تضادمندی متوالی باعث می‌شود که واپیچیدگی رنگ در برشهای سریع باعث خستگی بصری شود.

تداعی رنگها

رنگ و احساس بطور جدایی ناپذیر به یکدیگر مربوطند. تداعی معانی رنگها بسیار است. بطور مثال؛ قرمز با گرما، عصابیت، خشونت، هیجان، قدرت، توانایی،‌ عشق و محبت؛ سبز با بهار، جوانی، ترس، رشد و تازگی؛ زرد با نور آفتاب، خیانت و درخشندگی و تنفر؛ و سفید با برف، ظرافت، خلوص، سردی، پاکی و تمیزی همخوانی دارد.

    1         2         3     >>