آموزش عکاسی،تصویربرداری،فیلمسازی و تهیه کنندگی تلویزیون

رهبر امامدادی

باید که درجایی دیگرباشد

همه آن عکاسان ِ تازه کاری که مصمم در به چنگ آوردن واقعیت در جهان اند، هیچ نمی دانند که کارگزاران مرگند. رسم روزگارمان در تصور مرگ این است: انکار "زنده ی" بی قرار، که عکاس به معنایی درش چیره دست است. آخر عکاسی باید به نحوی با چیزی که از نیمه ی دوم سده ی نوزدهم آغاز شد و ادگار مورن "بحران مرگ" می خواندش، پیوندی تاریخی داشته باشد؛ من به سهم خودم ترجیح می دهم که به عوض باز مشخص کردن جای عکاسی در متن اجتماعی و اقتصادی اش، در پی جایگاه مردم شناسانه ی مرگ و تصویر تازه بگردیم. آخر مرگ حتما باید یک جایی در جامعه باشد؛ اگر این جا، دیگر مذهب نیست، باید که در جایی دیگر باشد؛ شاید در این تصویری که مادامی می کوشد ناجی ِ زندگی باشد، مرگ را می آفریند. همزمان با عقب نشینی آیین ها، عکاسی در جامعه ی مدرن مان شاید در حکم تجاوز مرگی غیر نمادین باشد، بیرون مذهب، بیرون مناسک و آیین ها، جوری پرش ِ ناگهانی به درون مرگ لفظی، زندگی/مرگ: سرنمون به تیلیکی ساده تقلیل می یابد، همان صدا که ژست اولیه را از نسخه ی نهایی جدا می کند.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 21 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 11:26 ق.ظ | نویسنده: رهبرامامدادی | چاپ مطلب 5 نظر